
سایت "اسلیت" در 10 ژوئن می نویسد : سبزها معتقدند تحریم های سوختی ایران موجب تضعیف دولت ایران و تقویت آنها خواهد شد و مخالفت ظاهری میرحسین موسوی با تحریم ها اقدامی تاکتیکی از سوی وی می باشد.
بنا به تحلیل بسیاری از تحلیل گران تحریم های اخیر شورای امنیت سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی ایران وسپاه پاسداران انقلاب اسلامی و همچنین تحریم های یکجانبه سوختی آمریکا علیه ایران با چراغ سبزسران فتنه وبا هدف تقویت وحمایت از" فتنه گران سبز"در داخل کشور و تضعیف نهادهای انقلابی حامی نظام جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته است. به گزارش جهان ، با توجه به شکست و ناکارآمد شدن جریان فتنه پس از گذشت یکسال و در آستانه سالگرد این آشوب ها شورای امنیت سازمان ملل و آمریکا با اعمال تحریم هایی علیه جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران که وظیفه اصلی اش دفاع از انقلاب اسلامی است قصد دارند با دادن روحیه به جریان فتنه اقدام به تقویت و بازسازی این جریان مضمحل شده کنند. گوشه ای از دلایل و شواهد این ادعا در ذیل آمده اند که از اعتراف خود رسانه های غربی گرفته شده اند: سایت "اسلیت" در 10 ژوئن می نویسد : سبزها معتقدند تحریم های سوختی ایران موجب تضعیف دولت ایران و تقویت آنها خواهد شد و مخالفت ظاهری میرحسین موسوی با تحریم ها اقدامی تاکتیکی از سوی وی می باشد. "گاردین" در مورخه 25 نوامبر : سبزهای ایران از تحریم دولت ایران که دشمن آنها است استقبال خواهند کرد و ما خواستار تحریم های بیشتر علیه دولت ایران هستیم. "تایمز" در مورخه 23 نوامبر اذعان می دارد که دولت "اوباما" از طریق شبکه های عمومی و خصوصی چندین درخواست از سبزها دریافت کرده است که خواستار مقابله آمریکا با نقض حقوق بشرو سپاه پاسداران در ایران و اعمال تحریم های قوی تر و سریع تر علیه ایران هستند. "تایمز" در 23 نوامبر در بخشی دیگر از قول محسن مخملباف خطاب به کاخ سفید می نویسد : ما برای آسیب زدن به نظام ایران خواستار تحریم های خاص داریم. شبکه "ABC "در مورخه 14 ژوئن با اشاره به سالگرد آشوب های بعد از انتخابات ریاست جمهوری ایران و همزمانی آن با تصویب تحریم های جدید علیه ایران از سوی شورای امنیت می گوید : باید ببینیم این تحریم ها چه پیامی برای مردم ایران دارند .سپس این شبکه در ادامه به اعضای شورای امنیت سازمان ملل توصیه می کند برای تضعیف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که نقشی اساسی در ریشه کنی این فتنه ها داشت قبل از تصویب تحریم های جدید حوادث بعد از انتخابات ایران را مدنظر داشته باشند. "فارین پالسی" در 1 آوریل : استراتژی آمریکا در قبال ایران باید چند سویه باشد و از تمامی اهرم ها بطور همزمان علیه ایران استفاده کند که این اهرم ها عبارتند از تحریم حمایت از سبزها و نهایتا اهرم اقدام نظامی . سایت شورای سیاست خارجی آمریکا در در 25 ژوئن ضمن حمایت از اعمال تحریم ها می نویسد : امروز جنبش سبز که بقایای اصلاح طلبان سالهای گذشته هستند تنها راه و امید واقعی آمریکا برای حل و فصل دراز مدت مسئله هسته ای ایران هستند. سایت "کانادایی ها" در ماه جولای : احمدی نژاد سعی می کند پول یارانه ها را در جیب فقرا بریزد و تحریم های آمریکا و شورای امنیت علیه ایران بیشترین آسیب ها را به این قشر فقیر جامعه که حامی احمدی نژاد هستند خواهد رساند لذا اعمال تحریم ها موجب تضعیف دولت و حامیان او می شود و تقویت سبزها.
نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٢۱  توسط

فتنهگرانی که سال گذشته اغتشاش به راه انداختند، میخواستند به انقلاب اسلامی آسیب برسانند و حرف دشمن ما را میزدند و ما باید در برابر اینها بایستیم.
به گزارش فارس، آیتالله حسین نوریهمدانی شامگاه یکشنبه در دیدار اعضای هیئتهای مذهبی استان کرمان اظهار داشت: خدمات شما مداحان از لحاظ فرهنگ اسلامی و مطالب اهل بیت (ع) بسیار نقشآفرین و تاثیرگذار است. وی با بیان داستانی از زمان امام موسی کاظم (ع) و اعطای هدایایی زیادی از سوی این امام بزرگوار به مداحی که اشعاری را از واقعه عاشورا بیان کرده بود، افزود: هدف از این حرکت امام موسی کاظم (ع) این بود که مکتب عاشورا باید همیشه زنده بماند و الهامبخش برای شما باشد و درسهای زیادی برای ما دارد. نوری همدانی تصریح کرد: باید در زنده نگهداشتن مکتب عاشورا هر چه در توان داریم، انجام دهیم تا مکتب تذکر امام حسین (ع)، مکتب عاشورا و کربلا زنده بماند. وی خاطرنشان کرد: کربلا و عاشورا مختص زمان و مکان خاصی نیست و همیشه در سطح جهان عاشورا و کربلا است و همواره در زمین یزید و یزیدیان علیه دین ما کار میکنند و در همه زمانها و مکانها حسینیها نیز باید کار کنند تا مکتب هیهات منالذلة همیشه برقرار باشد تا عزت اسلام حفظ شود. این مرجع تقلید اظهار داشت: در زمان ما انقلاب اسلامی به وجود آمد که در این زمینه باید توجه کنیم تا مداحیهای ما همان روضهخوانیهای 50 سال قبل نباشد، در حال حاضر باید مداحیها براساس انقلابی که صورت گرفته، انجام شود. وی افزود: باید مداحی ما طوری باشد که زمانی که شخصی به آن گوش میدهد، بفهمد که این مداحی در زمان انقلاب صورت گرفته و باید انقلاب، اهداف و ارکان آن در گفتار و تذکرات ما منعکس شود. نوری همدانی گفت: باید افراد بدانند که این مداحی در زمانی بوده است که علاقمندان به انقلاب اسلامی در راه انقلاب گام برمیدارند و با دشمنان این انقلاب در حال جنگ سخت و جنگ نرم هستند. وی با اشاره به چگونگی فراهم شدن زمینههای انقلاب اسلامی تصریح کرد: مردم ایران و همچنین مسلمانان جهان قرنها زیر سیطره استکبار بودند و استبداد داخلی نیز بر مردم حکومت میکرد و رژیمهای ارباب رعیتی با زر و زور بر مردم حکومت کرده و فرهنگ، سیاست و اقتصاد ما زیر سیطره آنها انتخاب میشد. نوری همدانی با اشاره به اینکه این افراد مستبد انتخاب مردم نبودند، خاطرنشان کرد: کار این افراد خودکامگی، عیاشی و جمع کردن مال و ثروت بود و مردم ما تاوان لذتگرایی حاکمان را میداند. وی اظهار داشت: در زمان حکومت افراد مستبد بر کشور، مردم دچار فقر فرهنگی، بیسوادی، جهل و غفلت و فقر مادی بودند و مطالعه تاریخ سلاطین به ما میگوید که این افراد چهقدر به مردم لطمه زدند و تاریخ استبداد تاریخی بسیار غمانگیز است. نوری همدانی گفت: برای همین خداوند علمی حماسهآفرین، مخلص، متوکل به خداوند، شجاع و فقیه را به ما هدیه کرد که برای نجات مستضعفان و محرومان از زیر سیطره استکبار قیام کند. وی افزود: امام خمینی (ره) فرمودند: «ما برای ایران کار نمیکنیم، ما برای کل جهان کار میکنیم و انقلابمان را به جهان صادر میکنیم.» نوری همدانی تصریح کرد: امام خمینی (ره) با انقلاب اسلامی به مردم ما جرأت و خودباوری داد و از سوی دیگر مستکبران را در هم کوبید و این کار بسیار بزرگی است. وی خاطرنشان کرد: ما باید بتوانیم فرهنگ انقلاب اسلامی را درک کنیم. نوری همدانی ادامه داد: انقلاب اسلامی سه رکن اساسی دارد که یکی از این ارکان مردم هستند، مردم حرکت کردند، شهید دادند تا انقلاب اسلامی به وقوع پیوست. استاد خارج حوزه علمیه قم افزود: دولتمردان باید برای این مردم کار کنند، مردمی که انقلاب کرده و اسلام ناب را به عرصه آوردند تا مشکلاتشان رفع شود، دولتمردان باید با ایجاد شغل، وسیله ازدواج جوانان، ارزانی و ... مردم را همیشه در صحنه نگه دارند و تامین امنیت و رفاه وظیفه مسئولان است. این مرجع بزرگ گفت: نباید انقلاب اسلامی به دست نامحرمان بیفتد، مردم ما نگهبان انقلاب هستند. وی تصریح کرد: رکن دیگر انقلاب اسلامی دین اسلام است، در زمان طاغوت و حکومتهای گذشته دین اسلام در حاشیه بود، اما امام راحل اسلام ناب را به عرصه اجتماعی، اقتصادی و ... جامعه آورد. نوری همدانی خاطرنشان کرد: ولی فقیه نیز رکن دیگر انقلاب اسلامی است، در راس هر نظامی باید پیامبر، امام و یا نائب امام باشد، زیرا در غیر این صورت آن نظام دوباره به صورت قبل باز میگردد. وی اظهار داشت: باید در راس حکومت پیامبر، امام و یا یک عالم برجسته، با تقوا، عادل، مدیر و مدبر، و شجاع باشد تا بتواند یک مملکت را در عرصه امروز جهان اداره کند و به لطف الهی امروز وجود آیتالله خامنهای در کشور ما بر این مسند است. نوری همدانی گفت: باید همه ما امروز برای حفظ انقلاب در صحنه باشیم و اسلام ناب، امر به معروف و نهی از منکر باید در تمام مجاری اجرا شود. وی با اشاره به برکات و دستاوردهای انقلاب اسلامی افزود: برپایی حکومت اسلامی، ایجاد خودباوری و خوداتکایی در مردم از برکات انقلاب اسلامی است. نوری همدانی تصریح کرد: در زمان طاغوت مردم ما از یک پاسبان میترسیدند، اما امروزه در سایه انقلاب اسلامی و خودباوری مردم ما در مقابل آمریکا، رژیم صهیونیستی و استکبار جهانی قیام کردهاند. وی خاطرنشان کرد: دستیابی به دانش هستهای حاصل خودباوری و تجلیگاه اراده جوانان عزیز ایران اسلامی است، پیشرفت در صنعت نظامی و دفاعی و ساخت موشک و صنایع دفاعی، حفظ مرزهای آبی، خاکی و ... از دستاوردهای انقلاب اسلامی است. نوری همدانی بیان داشت: در زمان قبل از انقلاب اسلامی علیه اسلام تبلیغ و گفته میشد که دین اسلام نظر خوبی در باره زنان ندارد، اما با پیروزی انقلاب اسلامی با روشنگری بیان شد که ارزش انسان به ایمان، اخلاق، جهاد و عمل صالح است که این امور در زن و مرد تفاوت ندارد و ارزش انسان چه زن و چه مرد به این امور است. وی افزود: انقلاب اسلامی ایران پویا و با حرکت است و روزبهروز پیش میرود و در جهان جای خود را باز میکند و آسیبهای فراوانی در کیمن انقلاب است که باید آنها را بشناسیم و با آنها مقابله کنیم. این مرجع بزرگ گفت: فتنهگرانی که از سال گذشته اغتشاش به راه انداختند، میخواستند به انقلاب اسلامی آسیب برسانند و حرف دشمن ما را میزدند و ما باید در برابر اینها بایستیم و مقاومت کنیم. وی با اشاره به آیهای از قرآن کریم افزود: امروز روز استقامت است، کسانی که به ندای انقلاب اسلامی و امام راحل لبیک گفتند و پافشاری و ثبات قدم دارند، نه خوفی از آینده دارند و نه اندوهی بر گذشته میخورند. نوری همدانی تصریح کرد: اگر استقامت کنید، دنیا از آن شما است و انقلاب اسلامی به ظهور صاحبالزمان (عج) منجر میشود. وی خاطرنشان کرد: ما به وظیفه خود عمل میکنیم و باید وظیفه خود را بشناسیم، امام راحل فرمودند: «ما مامور به وظیفه هستیم نه به نتیجه.»
نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٢۱  توسط
|
|
علنی شدن این اختلافات و گسترده شدن دامنه آن در حالی صورت می گیرد که پس از انتخابات گذشته و فتنه ایجاد شده در کشور، عملا سرنوشت بسیاری از فعالیتهای اجرایی و توسعه ای دستخوش توهمات عده ای مغرور یا جاه طلب قرار گرفته بود.
با نامگذاری سال جدید به عنوان سال "همت و کار مضاعف" انتظار می رفت مسئولین کشور به ویژه قوای سه گانه عملا با تلاش مضاعف خود، جبران مافات نمایند. اما ظاهرا عدم خویشتن داری برخی مسئولین مانع از این اقدام شده است تا به مانند سال گذشته مردم لطمات و خسارتهای احتمالی این برخوردهای شخصی را تحمل نمایند.
در همین زمینه روز گذشته بار دیگر رهبر معظم انقلاب در دیدار نمایندگان مجلس خواستار وحدت و همدلی قوای مقننه و مجریه شدند و انتظار می رود فصل الخطاب ایشان دیگر بهانه ای برای این گونه تعارضات به جای نگذارد.
تحمل مصائب فتنه و مبارزه با تبعات آن در سال گذشته بسیاری از دوستداران انقلاب را مشغول خود کرده و شاید ظرفیت جدیدی برای مضحکه کردن جریان اصولگرا و انقلابی کشور از سوی فتنه گران وجود نداشته باشد.
مطابق اخبار موثق، جریان فتنه شکاف بین مسئولین قوا را به عنوان یکی از راهبردهای مصلحتی خود در مبارزه با انقلاب انتخاب کرده است تا جایی که یکی از مسئولین همراه با جریان فتنه در جلسه ای اظهار داشته که دامن زدن به اختلاف بین لاریجانی و
احمدی نژاد را مدیریت می کند!
به یاد داشته باشیم حافظه تاریخی مردم دقیق است و تاریخ نشان داده که مردم با هیچ فرد و گروهی عقد اخوت نبسته اند
|
نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٢۱  توسط
چند روز بعد از آنکه محمدعلی ابطحی در پاسخ به یک مطلب در روزنامه کیهان، اعلام کرد که کماکان به اعترافات خود در دادگاه پایبند است و هر چه در دادگاه بیان کرده، حقیقت محض است، مسعود بهنود از ابطحی خواست تا دیگر در وبلاگش مطلب نویسد.
افشاگریهای یکی از سران حوادث سال گذشته که در وبلاگ شخصیاش منتشر میشود، واکنش تند اتاق فکر تلویزیون دولتی انگلیس را به دنبال داشته است.
چند روز بعد از آنکه محمدعلی ابطحی در پاسخ به یک مطلب در روزنامه کیهان، اعلام کرد که کماکان به اعترافات خود در دادگاه پایبند است و هر چه در دادگاه بیان کرده، حقیقت محض است، مسعود بهنود از ابطحی خواست تا دیگر در وبلاگش مطلب ننویسد.
بهنود که چند سالی است به انگلستان مهاجرت کرده و با بیبیسی همکاری میکند، در یادداشتی که در وبلاگش نوشته، با اشاره به مطلب جدید ابطحی، اظهار داشته است: به سرم افتاد به رعایت عهد قدیم به شما توصیه کنم برای مدتی شما چیزی در وبلاگ ننویسید. سخت است اما یک چند میل جذاب و وسوسه کننده نوشتن در وبلاگ را در خود بکشید. تلاشی برای به یاد ماندن نکنید.
این اظهارات مسعود بهنود در حالی مطرح شده که روزنامه کیهان چند روز پیش، نسبت به یکی از مطالب وبلاگ ابطحی واکنش نشان داد و آن را تغییر موضع بر اثر فشار دوستان سابق دانست.
البته ابطحی هم در پاسخ به کیهان اعلام کرد که هیچگونه تغییری در عقایدش وجود ندارد و کماکان معتقد به حرفها و اعترافاتش در دادگاه است.
گفتنی است ارائه تحلیلها و مطالب عجیب از سوی مسعود بهنود به یک رویه ثابت تبدیل شده است
نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٢۱  توسط
فعالان سیاسی معتقدند سناریوی "چه کسی مقصر است؟" که در سال 84 آغاز شد و انتقادات شدیدی از سوی احزاب و گروههای مختلف جبهه اصلاحات برای مقصر نامیدن یکدیگر شکل گرفت، اکنون و بعد از گذشت یک سال از انتخابات ریاست جمهوری دهم مجددا آغاز شده است؛ با این تفاوت که این بار شدت اختلافات به سران بالای این جریان و اصطکاک شدید این افراد رسیده است.
انتشار خبر انتقادات شدید یکی از سران طیف اصلاحات از رئیس دولت اصلاحات، فعالان سیاسی را به ارزیابی جدیدی از وضعیت این جریان سیاسی انداخته است؛ وضعیتی که بیشباهت به اوضاع اصلاحطلبان در نیمه سال 84 نیست.
از هجده تیر 78 تا هجده تیر 89؛ از آشوب تا آرامش کامل
جمعهای که گذشت 18 تیر بود؛ سالگرد روزی که حدود 11 سال پیش با همراهی برخی ارکان دولت تبدیل به یک چالش جدی برای امنیت ایران تبدیل شد و دستاویزی برای رسانههای اپوزیسیون تا فضای کشور را ناامن و بحرانی نشان دهند.
اگرچه همان زمان درایت رهبر معظم انقلاب و همراهی مردم انقلابی ایران به سرعت غائلهای را که توسط پیاده نظام برخی جریانات سیاسی در دانشگاه شکل گرفته بود، پایان داد اما هر سال 18 تیر به بهانهای برای بروز برخی اقدامات ساختارشکنانه از سوی این جریانات افراطی تبدیل شده بود.
بعد از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری در سال گذشته و عدم تمکین برخی افراد و جریانات سیاسی به قانون و رای مردم، زمینه برای تحرکات آشوبگرانه در برخی خیابانهای پایتخت فراهم شد.
در همین راستا، روز 18 تیر به عنوان یکی از روزهای عطف جریان فتنه درنظر گرفته شده بود تا با تحریک دانشجویان توسط برخی افراد در دانشگاهها، از این روز به عنوان عامل فشار بر نظام برای تن دادن به خواستههای نامشروع سران اصلاحات استفاده شود.
با این حال و با وجود برخی اقدامات سران این جریان که نهایتا به هتک حرمت عکس بنیانگذار و توهین به مقدسات در روز عاشورا رسید، حضور گسترده و دهها میلیونی مردم در راهپیماییهای 9 دی و 22 بهمن، این جریان و عوامل خیابانی آن را تا حدی در انفعال و سردرگمی برد که فعالان مسائل سیاسی از این رویدادها به عنوان "دفن تاریخی فتنه" یاد کردند.
این مساله باعث شد تا موضوع اختلافات شدید میان سران این جریان که در جریان آشوبهای خیابانی تا حدی پوشیده شده بود، دوباره سر باز کند و این بار با شدت بیشتری خود را نمایان کند؛ اختلافاتی که در آنها، تقصیر انفعال و سردرگمی جریان اصلاحات از سوی هرکسی به گردن دیگری انداخته میشود.
البته این جریان تلاش گستردهای را برای احیای آشوبها در سال 89 هم ترتیب داد اما آنچه ریزش شدید هوادار در میان جریان فتنه نامیده میشود و همچنین درگیری و سردرگمی سران این جریان سبب شد تا اغتشاشگران به طور کامل در محاق گوشهگیری فرو رفت.
تقصیر من نبود؛ تقصیر تو بود
آرامش بیسابقه تهران در روز 18 تیر و سکوت مطلق در خیابانها که حتی با سکوت محض در فضای مجازی هم همراه بود، مجددا این مساله را در افکار عمومی شکل داد که فضای درگیری در میان جریان اصلاحات و اصلاحطلبان مجددا آغاز شده است؛ فضایی که بعد از روی کار آمدن دولت نهم شکل گرفته بود و تا چندین سال پس از آن و حتی در حال حاضر، هنوز بخشهای مختلف اصلاحات یکدیگر را مسبب روی کار آمدن احمدینژاد و شکست اصلاحات میدانند.
این موضوع از آنجایی مشخص میشود که اخیرا اخباری مبنی بر انتقاد شدید عباس عبدی از سید محمد خاتمی منتشر شده است.
عبدی در یک مراسم که خاتمی هم حضور داشته، نسبت به احوالپرسی با او به شدت واکنش نشان داده و گفته است: "اگر او (خاتمی) پایم را هم ببوسد، حاضر نیستم لحظهای از کنار او رد شود؛ تا چه اینکه در کنار او بنشینم و دیگران از ما عکس یادگاری بگیرند."
فعالان سیاسی معتقدند سناریوی "چه کسی مقصر است؟" که در سال 84 آغاز شد، اکنون و بعد از گذشت یک سال از انتخابات ریاست جمهوری دهم مجددا آغاز شده است؛ با این تفاوت که این بار شدت اختلافات به سران بالای این جریان و اصطکاک شدید این افراد رسیده است
نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٢۱  توسط
نیروهای آمریکایی مستقر در عراق، به موازات تداوم رویکردهای خصمانه واشنگتن، 150 عضو گروهک تروریستی منافقین را تحت آموزش جاسوسی قرار میدهند.
به گزارش سرویس بینالملل شبکه ایران به نقل از پایگاه اطلاعرسانی "اسلام اینوایت"، نیروهای آمریکایی اعزامی به عراق در حال آموزش 150 عضو گروهک تروریستی منافقین برای جاسوسی علیه ایران هستند. منابع آگاه که خواستند نامشان فاش نشود، اعلام کردند که این گروه 150 نفری، از میان اعضای قدیمی گروهک منافقین که فعالیتهای جاسوسی و تروریستی در گذشته داشتند، برگزیده شدهاند. این افراد از اردوگاه اشرف در حومه بغداد، به پایگاه نیروهای آمریکایی مستقر در پایتخت عراق منتقل شدهاند و سپس برای گذراندن دورههای جاسوسی، به اردوگاه "تاجی" در استان انبار عراق که تحت فرماندهی نیروهای آمریکایی است، اعزام خواهند شد. این منابع آگاه، هدف از این اقدام نیروهای آمریکایی را اعزام اعضای آموزشدیده گروهک منافقین به داخل خاک ایران برای انجام عملیات تروریستی توصیف کردند. به کارگیری اعضای گروهک منافقین به عنوان جاسوس و نیروهای تحت امر نیروهای آمریکایی، در شرایطی صورت میگیرد که گروه منافقین در لیست گروههای تروریستی دولت آمریکا قرار دارد.
نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٢۱  توسط
دستورالعمل نفاق جدید شعارهای آشوب 88 را درز بگیرید
عضو مرکز یت حزب مشارکت ضمن تشکر از محسن کدیور به خاطر تحریف و ماله کشی شعارهای آشوبگران در حاشیه روز قدس از وی و دیگر محافل ضدانقلاب خواست تا این مباحث روشنگر را درز بگیرند.
به دنبال اقدام ناشیانه محسن کدیور در تحریف شعار ضدانقلابی «نه غزه، نه لبنان» و ادعای اینکه سبزها شعار «هم غزه، هم لبنان» می داده اند، موجی از اعتراض و انتقادها از سوی رسانه های ضدانقلاب علیه وی برانگیخته شد که ویدئوی مربوط به تظاهرات مذکور را در عرصه مجازی و اینترنت منتشر کرده بودند. مصاحبه کدیور با صدای آمریکا و سپس اعتراض یک هفته ای ضدانقلاب به سردبیر سایت جرس باعث شد علی شکوری راد دست به قلم شده و ضمن تشکر از کدیور، از وی و سایت جرس بخواهد تا به «بحث های فرصت سوز» پایان دهند. شکوری راد نوشت: دوست گرامی و دانشمند فرهیخته، یادداشت شما را در سایت تاثیرگذار جرس خواندم. به نظرم توضیح غیرضرور برای گفته های خود که حکمت آمیز بودن آن را به راحتی می توان دریافت و تحسین کرد. ظاهراً فشار غیرمسئولانه کسانی که از پیچیدگی ]
نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/۱۳  توسط
مسعود رجوی به چه سرنوشتی دچار شده است؟
هرچند زنده یا مرده بودن مسعود رجوی ملعون تاثیری در فروپاشی تدریجی تشکیلات گروهک تروریستی منافقین ندارد اما برخی شواهد و قرائن حکایت از آن دارد که او دیگر وجود خارجی و یا حداقل حضور اثرگذار ندارد. ، شواهد نشان از آن دارد که سرکرده گروهک منافقین از فروردین سال 1382 یعنی درست از زمان حمله آمریکا و همپیمانانش به عراق تاکنون، هیچ گونه حضوری در مجامع عمومی نداشته و حتی تصاویر جدیدی نیز از وی منتشر نشده است. این موضوع سبب شد تا بسیاری به این نتیجه برسند که رجوی در حمله جنگنده های آمریکایی به اردوگاه اشرف، در خلال حمله علیه صدام، به همراه 20 تن دیگر از اعضای این گروهک از بین رفته است.
دیدار مسعود رجوی با صدام ملعون
بر پایه این گزارش، در خصوص احتمال کشته شدن رجوی در بمباران های یاد شده ادعاهای بسیاری مطرح شد که از جمله می توان به این موارد اشاره کرد: «منظر. ل» از شهروندان اهوازی که به مدت سه سال از ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۶ به عنوان مترجم فاطمه اروانی با منافقین همکاری می کرد و اینک از سازمان جدا شده است، نیز اعتقاد دارد در بمباران ناحیه ای در شهر اشرف که محل برگزاری کنسرت های موسیقی سازمان بود، مسعود رجوی کشته شد. او این اطلاع را از اروانی نقل می کرد که در آن دوره فرماندهی اشرف را بر عهده داشت.
شهید سرافراز امیر صیاد شیرازی که به دست عوامل گروهک منافقین به شهادت رسید
«میلاد آریایی» از اعضای سابق منافقین نیز در جایی با بیان چگونگی مذاکره منافقین با نیروهای آمریکایی در جریان حمله سال 2003 به عراق می گوید: در مذاکره با آمریکایی ها شخصی به جز مسعود رجوی وارد مذاکره شد این روشن است که اگر مسعود رجوی در صحنه حضور داشت دلیلی وجود نداشت که مهدی براعی به جای رهبر سازمان وارد مذاکره با آمریکایی ها شود. اما موضوع دیگری که به عنوان پرسشی تکراری اما بی جواب در افکار عمومی و فضای رسانه ای مطرح است این پرسش است که مسعود رجوی کجاست؟ و اینکه چرا از فروردین سال 1382 تا کنون هیچ تصویر، صدا و یا ویدئویی از رجوی پخش نشده است؟ برای این پرسش ها هرچند پاسخ هایی مبتنی بر برخی اطلاعات و گمانه زنی های جدید وجود دارد که در ادامه خواهد آمد اما پیش از آن بررسی پاسخ هایی که تاکنون عنوان شده است ضروری است. هادی شمس حائری عضو سابق شورای مرکزی و از رهبران سازمان، در مورد این پیام های کتبی در نوشتاری می گوید: جعل « پیام » فقط برای جواب به سوال آزار دهنده «رجوی کجاست؟» هست، تا بگویند « رجوی هست » اما رجوی هنوز « نیست » زیرا اگر بود می بایست خود را نشان می داد تا نیروهایش او را باور کنند و حضور او بتواند اوضاع نابسامان سازمان را بسامان کند اما رجوی هنوز غایب است و ... غیبت رجوی همچنان ... فرقه را آزار می دهد و نه تنها مساله ای از سازمان حل نکرده است که ابهام را بیشتر هم کرده ... .
یکی از جنایات بمبگذاری منافقین
او در ادامه اضافه می کند: اسامه بن لادن با همه محدودیت هایی که سرویس های جاسوسی غرب و به ویژه آمریکا برای او بوجود آورده و دائماً در تعقیب اوست هر از گاهی پیامی شفاهی و یا نوار ویدئویی بیرون می دهد. مگر رهبری منافقین از چه محدودیت های بیشتری از بن لادن برخوردار است که نمی تواند پیام صوتی و یا تصویری منتشر کند و در اختیار رسانه ها قرار بدهد؟ امکانات منافقین که کمتر از القاعده نیست. همچنین "جیمز جفری" از مشاورین ارشد وزیر خارجه آمریکا گفته است: مسعود رجوی از زمان سقوط صدام حسین در تلویزیون این سازمان ظاهر نشده و صدایش هم در رادیوی این سازمان شنیده نشده و هر تصویر و صدایی که از او پخش می شود از برنامه های ضبط شده مربوط به قبل از سقوط حکومت صدام حسین است... او در بازداشت ما نیست. تا آنجا که ما می دانیم او هرگز در بازداشت ما نبوده است. تا آنجا که می دانم او در اروپای غربی یا در خاورمیانه است، اما در اردوگاه اشرف نیست. و در نهایت اینکه از 19 فروردین سال 1382 تا کنون، تلویزیون منافقین در هر بهار و در برخی مناسبت های معدود اقدام به قرائت پیام مکتوبی از مسعود رجوی ـ که توسط مجری تلویزیون یا مریم رجوی یا پس زمینه تصویری قدیمی از وی ـ قرائت می شود و این نشانه آشکاری از حذف رجوی یا به علت مرگ و یا تسویه درونی است.
از دیگر جنایات این گروهک، بمبگذاری در حرم مطهر امام رضا (ع)
بر اساس گزارش های غیر رسمی ؛ رجوی که خود استاد تسویه درون سازمانی و حذف رقیبانش بوده است ظاهرا این بار خود دچار تسویه شده است. این گزارش حاکی است مسعود رجوی با نظر حامیان غربی سازمان منافقین و به سبب تنفر بی پایان همه ایرانیان از وی در تسویه ای داخلی که به "کودتای مریم" موسوم شده است از رهبری این گروهک خلع گردیده و از سال 82 به بعد این مریم رجوی است که رهبری این گروهک تروریستی را بر عهده گرفته است. اما درباره اینکه سرنوشت مسعود رجوی چه شده است اطلاعات ضد و نقیضی به دست آمده، نخست اینکه گفته می شود رجوی در این تسویه از بین رفته اما به سبب بسته بودن دایره تسویه کنندگان مرگ وی افشا نشده و این گونه وانمود شده است که رجوی به سبب ملاحظات امنیتی در مکانی نامعلوم مخفی شده است! اخبار دیگری نیز از هیات رهبری این گروهک درز کرده است که حکایت از حبس مسعود رجوی در مکانی خارج از عراق دارد به گونه ای که رجوی جز نیازهای اولیه به هیچ امکان دیگری دسترسی ندارد. با این اوصاف به نظر می رسد هرچند مسعود رجوی ممکن است در قید حیات باشد اما او دیگر عملا مرده محسوب می شود زیرا از نظر حامیانش و همچنین جریان همراه مریم رجوی او دیگر مهره سوخته ای بیشتر نبوده که وجودش هر گونه اقدام جدید از سوی این گروهک را با شکست مواجه خواهد کرد. و در مجموع اینکه سکوت سران گروهک تروریستی منافقین درباره سرنوشت مسعود رجوی، شکست بزرگ این گروهک محسوب می شود و این موضوع به شدت روحیه اندک باقی مانده های این گروهک را تضعیف نموده و روند فروپاشی کامل گروهک یادشده را تسریع کرده است.
نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/۱۳  توسط
|